واکسن 4ماهگی
امروز 92.1.10 و من از دیشب همش استرس واکسن زدن تورو دارم راستش بخای دوباره دارم ازآزمایش و واکسن میترسم یعنی همینکه درپوش سوزن سرنگ که برمیدارن و میان با پنبه ضدعفونی کنن ا.ن قسمت حالم بد میشه کلا از قیافه آمپول جماعت بدم میاد و میترسم خلاصه اینکه تاصبح درست نخوابیدم با اینکه کلیم خستم بود چون رفته بودیم دلوار ولی خوب مگه فکر واکسن زدن توی جوجه میذاشت بخوابم اگه میذاشتن اصلا نمیبردمت تا واکسن بزنی خلاصه تا ساعت 3نصف شب که نگهبانی میدادم و صبح هم ساعت 5و 30 بیدار شدم و نشستم و بابای بدبختت بیدار میکردم تا ساعت 9 که بابام اومد دنبالمون و رفتیم دنبال مامانم و رفتیم بهداشت هفتم تیر تا واکسنت بزنن اول قد و ورپزنت کرد قدت 61 و وزنت 5800 کیلوگرم بو...
نویسنده :
مامی فریبا
23:58


